عصر جمعه، هشتم آبانماه ۱۴۰۵، شهر کتاب اهواز میزبان آیین بزرگداشت نوزدهمین سالروز درگذشت قیصر امینپور بود؛ رویدادی که با استقبال گسترده مخاطبان، حضور جمعی از اندیشمندان، استادان دانشگاه، شاعران، اهالی فرهنگ و دوستداران ادبیات برگزار شد و فرصتی فراهم آورد تا بار دیگر نسبت شعر و اندیشه قیصر با زندگی امروز و مسائل انسان معاصر به گفتوگو گذاشته شود.این رویداد با خوشامدگویی وحید کیانی، شاعر خوزستانی و از شاگردان قیصر امینپور، آغاز شد. او در آغاز مراسم به حاضران خیرمقدم گفت و سپس محمود نادری، مدیر رویدادهای فرهنگی شهر کتاب اهواز، ضمن خوشامدگویی به مهمانان و شرکتکنندگان، درباره اهمیت برگزاری چنین رویدادهایی در زنده نگه داشتن حافظه ادبی و فرهنگی جامعه سخن گفت. در ادامه، دکتر علي بختيار پور، استاد دانشگاه، دقایقی با حاضران سخن گفت و فردین کوراوند نیز قطعه شعری خواند.بخش اصلی این آیین به سخنرانی دکتر زیبا اشراقی، شاعر، نویسنده و پژوهشگر ادبیات و همسر قیصر امینپور، و دکتر هادی خانیکی، استاد و پژوهشگر علوم ارتباطات و فرهنگ، اختصاص داشت. همچنین در بخش میانی برنامه، فیلم کوتاهی با موضوع زندگی قیصر امینپور به نمایش درآمد که گوشههایی از زندگی و جهان شخصی و ادبی این شاعر را روایت میکرد. در پایان نیز حاضران در فضایی صمیمی به طرح پرسشها و گفتوگو با سخنرانان پرداختند.
دکتر زیبا اشراقی؛ شعری که هنوز پرسش میکنددکتر زیبا اشراقی، شاعر، نویسنده و پژوهشگر ادبیات و همسر قیصر امینپور، سخنان خود را با این پرسش آغاز کرد که پس از نوزده سال، شعر قیصر هنوز چه نسبتی با زندگی ما دارد و آیا میتواند ما را به تأمل، پرهیز از قضاوتهای شتابزده و شنیدن صدای دیگری دعوت کند.به باور اشراقی، ماندگاری شعر در توانایی آن برای عبور از زمانه شاعر و ارتباط با نسلهای بعد است. شعر قیصر، با وجود ریشه داشتن در تجربههای تاریخی و اجتماعی زمانه خود، همچنان امکان کشف معناهای تازه را فراهم میکند و مخاطب را به بازاندیشی درباره عشق، رنج، فقدان، امید و مسئولیت انسانی فرامیخواند.او زبان شعری قیصر را یکی از مهمترین عوامل ارتباط گسترده او با مخاطبان دانست؛ زبانی ساده و صمیمی که در عین حال از عمق، موسیقی و چندلایگی برخوردار است. به گفته دکتر اشراقی، قیصر توانست میان زبان روزمره و استقلال زبان شاعرانه تعادل برقرار کند و تجربههای فردی را به تجربههایی جمعی تبدیل سازد.وی همچنین شعر را در زندگی شتابزده امروز فرصتی برای مکث و بازنگری دانست و گفت ماندگاری قیصر بیش از آنکه به پاسخهای قطعی وابسته باشد، به پرسشهایی مربوط است که شعرش همچنان پیش روی ما میگذارد.او سپس خاطرهای از روزهای پایانی زندگی قیصر روایت کرد. به گفته اشراقی، پس از آنکه قیصر را به بیمارستان رسانده بود، هنگام بازگشت سه سطر شعر روی کاغذی کوچک نوشت و به او داد:«داشتم میرفتم تو صدایم کردی برگشتم»اشراقی این سه سطر را نمونهای از ظرفیت پایانناپذیر شعر برای خلق معنا دانست و با طرح این پرسش که «در این سه سطر چه کسی سخن میگوید؟» بر امکان خوانشهای تازه از شعر تأکید کرد.او همچنین با تأکید بر استقلال هنر، رسالت هنرمند را در حساسیت نسبت به انسان، جامعه و تاریخ دانست؛ حساسیتی که لزوما در موضعگیریهای شعاری خلاصه نمیشود. اشراقی در پایان نسبت به داوریهای سادهانگارانه درباره تحول فکری قیصر، از جمله تقلیل آن به گذار از آرمانگرایی به ناامیدی، هشدار داد و بر پیچیدگیهای زبانی و فکری آثار او تأکید کرد.
دکتر هادی خانیکی؛ شعر به مثابه رسانه
دکتر هادی خانیکی، استاد و پژوهشگر علوم ارتباطات و فرهنگ، سخنان خود را با یادآوری پیوند دیرینهاش با خوزستان آغاز کرد و به تجربه شخصی مواجهه با بیماری سرطان و بازگشت خود به گتوند در سال ۱۴۰۱ اشاره کرد؛ تجربهای که در کتاب «رویارویی و رهایی از سرطان» نیز بازتاب یافته است.خانیکی با اشاره به یادداشت «سفر به پایتخت»، از پیوند عمیق قیصر با گتوند و حضور نام و یاد او در فضاهای عمومی این شهر سخن گفت و آن را نشانهای از ارتباط زنده شاعر با مردم دانست.محور اصلی سخنان او مفهوم «شعر به مثابه رسانه» بود. به گفته خانیکی، شعر فارسی در دورههایی که رسانههای رسمی امکان بازتاب همه صداها و تجربههای اجتماعی را نداشتهاند، نقشی فراتر از یک قالب ادبی ایفا کرده و توانسته است دردهای فروخورده و لایههای پنهان زندگی اجتماعی را بیان کند.او شعر را نه بازتاب منفعلانه واقعیت، بلکه بازسازی هنرمندانه آن دانست؛ فرآیندی که در آن شاعر با تخیل و زبان هنری به تجربههای پراکنده جامعه معنا میدهد و امکان ارتباط میان انسانها را فراهم میکند. از این منظر، مخاطب شعر تنها دریافتکننده پیام نیست، بلکه در تولید و بازآفرینی معنا مشارکت دارد.خانیکی شعر قیصر را نمونهای برجسته از این کارکرد دانست و گفت او با زبانی ساده و صمیمی میان تجربه فردی و حافظه جمعی پیوند برقرار کرد. شعر قیصر دردهای فردی را به تجربهای مشترک تبدیل میکند و به مخاطب امکان میدهد صدای خود را در آن بازشناسد.او با اشاره به کاهش امکان مفاهمه در جامعه امروز، شعر را ظرفیتی برای بازسازی گفتوگو و تقویت ارتباط انسانی دانست و تأکید کرد که شعر قیصر، با زبان همدلانه و پرهیز از شعارزدگی، میتواند به تقویت گفتوگوی اجتماعی کمک کند.خانیکی همچنین رنج را یکی از زمینههای مهم آفرینش هنری دانست و گفت رنج هنگامی که به زبان هنر و همدلی ترجمه شود، میتواند از عامل انزوا به امکانی برای فهم مشترک و التیام اجتماعی تبدیل شود؛ ویژگیای که در شعر قیصر بهخوبی دیده میشود.
شاعری که هنوز ادامه داردآیین بزرگداشت قیصر امینپور با بخش پرسش و پاسخ پایان یافت؛ اما آنچه در این نشست برجسته بود، فراتر رفتن از یادکرد صرف یک شاعر و تلاش برای بازخوانی نسبت شعر او با مسائل امروز انسان و جامعه بود. در نگاه دکتر زیبا اشراقی، قیصر شاعری است که با پرسشهایش در حافظه عاطفی و فکری مخاطبان ادامه حضور میدهد؛ و در نگاه دکتر هادی خانیکی، شاعری که شعرش از تجربه فردی فراتر میرود و به رسانهای برای بیان رنجهای مشترک و تقویت گفتوگو تبدیل میشود.نوزده سال پس از درگذشت قیصر امینپور، شعر او همچنان از عشق، رنج، امید و انسان سخن میگوید؛ صدایی که در گذشته متوقف نمانده و در هر مواجهه تازه، امکان دیگری برای اندیشیدن و زیستن پیش روی مخاطب میگذارد.