جاده ی شهر
نویسنده: ناتالیا گینزبورگ
مترجم: فرناز حائری
ناشر: چشمه
مشخصات محصول
| نوبت چاپ | 6 |
|---|---|
| سال چاپ | 1404 |
| قطع | پالتویی |
| نوع جلد | نرم |
| موضوع | داستان های ایتالیایی،قرن 20 |
| تعداد صفحات | 109 |
| شابک | 9786220110651 |
معرفي
همیشه چیزی فریبنده در نورهای شهر وجود دارد که آدمهای حاشیه را به سمت خود میکشد؛ وعدهی زندگی بهتر، لباسهای شیکتر و رهایی از روزمرگیهای کسالتبار روستا. اما چه بهایی باید برای این عبور پرداخت کرد؟ کتاب «جاده شهر» داستان همین وسوسه است. ناتالیا گینزبورگ، نویسندهی ایتالیایی، در این رمان کوتاه اما عمیق، دست روی نقطهای میگذارد که بسیاری از ما تجربهاش کردهایم: آرزوی فرار از جایی که هستیم به امید خوشبختی در جایی دیگر.
کتاب جاده شهر اولین رمان ناتالیا گینزبورگ است که در سال ۱۹۴۲ منتشر شد. راوی داستان، دختری جوان به نام «دالیا» است که در خانوادهای پرجمعیت و فقیر در یک روستا زندگی میکند. دالیا از فقر، شلوغی خانه و بیتوجهیها خسته است. تمام آمال و آرزوهای او در یک چیز خلاصه میشود: رفتن به شهر.
او شهر را نه به عنوان مکانی جغرافیایی، بلکه به عنوان نمادی از آزادی و رفاه میبیند. دالیا میخواهد لباسهای زیبا بپوشد، در خیابانهای سنگفرش قدم بزند و از سرنوشت محتومِ مادر و خواهرانش فرار کند. همین خواسته باعث میشود او وارد رابطهای پیچیده با «جولیو»، پسر پولدار روستا شود. اما این رابطه نه بر پایه عشق، بلکه بر پایه محاسبات ذهنی دالیا برای فرار شکل میگیرد. گینزبورگ در این کتاب با صراحتی مثالزدنی، مسیری را ترسیم میکند که دالیا برای رسیدن به شهر طی میکند؛ مسیری پر از تصمیمهای اشتباه، ازدواجی اجباری و در نهایت، مواجهه با پوچیِ محضِ آرزوهایی که برآورده شدهاند اما خوشبختی نیاوردهاند.
اگر بخواهیم سبک گینزبورگ در کتاب جاده شهر را در یک کلمه خلاصه کنیم، آن کلمه «بیپیرایگی» است.
لحن سرد و گزارشی: گینزبورگ احساسات را به خواننده تحمیل نمیکند. راوی (دالیا) ماجراهای تراژیک زندگیاش را با لحنی خشک و تقریباً بیتفاوت تعریف میکند. این فاصله احساسی باعث میشود ضربه نهایی داستان برای خواننده سهمگینتر باشد.
شخصیتپردازی خاکستری: در این کتاب خبری از قهرمان نیست. دالیا دختری معصوم و قربانی نیست؛ او گاهی خودخواه، سطحینگر و بیرحم است. جولیو نیز نه یک شاهزادهی سوار بر اسب سفید است و نه یک دیو؛ او جوانی بیمسئولیت و سردرگم است. گینزبورگ انسانها را با تمام ضعفهایشان دوست دارد و آنها را قضاوت نمیکند.
مینیمالیسم: کتاب حجم کمی دارد، اما هر کلمه در جای درست خود نشسته است. توصیفات تنها در خدمت پیشبرد حس و حال شخصیتها هستند و خبری از زیادهگوییهای ادبی نیست.
این کتاب روایتی صادقانه از عبور از نوجوانی به بزرگسالی است؛ جایی که رویاهای شیرین با واقعیتهای تلخ زندگی زناشویی و اجتماعی برخورد میکنند.
علاوه بر این خواندن اولین اثر یک نویسنده بزرگ همیشه جذاب است. در این کتاب میتوانید ریشههای مضامینی را ببینید که بعداً در آثار پختهتر گینزبورگ تکرار میشوند.
در نهایت این رمان کوتاه برای کسانی که وقت کمی دارند اما میخواهند یک اثر ادبیِ جدی و اروپایی بخوانند، گزینهای عالی است. چرا که تاب تصویری دقیق از ایتالیای در حال گذار و شکاف طبقاتی میان روستاییان و شهرنشینان ارائه میدهد که شباهتهای زیادی به وضعیت بسیاری از جوامع دیگر دارد.
کتاب جاده شهر برای علاقهمندان به ادبیات مدرن اروپا، بهویژه ادبیات ایتالیا، یک گزینه ضروری است. اگر آثار «النا فرانته» (نویسنده رمانهای ناپلی) را دوست دارید، قطعاً از خواندن این کتاب لذت خواهید برد، چرا که فضای اجتماعی و دغدغههای زنانه مشابهی دارند. همچنین کسانی که به داستانهای واقعگرا با پایانبندیهای غیرکلیشهای و تفکربرانگیز علاقه دارند، مخاطب اصلی این کتاب هستند.
#ناتالیا_گینزبورگ #جاده_شهر #الیا #زندگی_روستایی #ادبیات_ایتالیا #رمان_بلند #داستان_بلوغ #زنان_در_ادبیات #عشق_و_تنهایی #کتاب_خواندنی













هنوز نظری ثبت نشده
اولین نفری باشید که نظر میدهید
ثبت نظر