سرمای گل زرد
نویسنده: شمیم بهار
مترجم:
ناشر: بیدگل
مشخصات محصول
| نوبت چاپ | 1 |
|---|---|
| سال چاپ | 1402 |
معرفي
کتاب «سرمای گل زرد» از تازهترین و درخشانترین آثار شمیم بهار است؛ نویسندهای که نامش برای مخاطبان جدی ادبیات مدرن ایران، یادآور نگاهی خاص، زبانی متفاوت و حضوری کمصدا اما عمیق در فرهنگ معاصر است. این کتاب که در سال ۱۴۰۲ منتشر شد، فقط بهخاطر تازگیاش اهمیت ندارد، بلکه از آن جهت هم قابل توجه است که در ادامهی بازگشت ادبی نویسندهای قرار میگیرد که پس از سالها سکوت و انزوا، دوباره به نوشتن روی آورد. شمیم بهار از آن چهرههایی است که اگرچه شاید مانند بعضی همنسلانش نامش برای عموم کمتر تکرار شده باشد، اما در شکلگیری فضای نوگرای ادبی و هنری دهههای چهل و پنجاه نقشی جدی داشته است؛ چه در مقام نویسنده و منتقد، چه در مقام کسی که با مجله «اندیشه و هنر» و بعدتر با نشر «پنجاهویک»، بستری برای حضور و رشد جریانهای تازه فراهم کرد.
«سرمای گل زرد» در سطح داستانی، از موقعیتی بهظاهر ساده آغاز میشود: آگهی فروش یک باغ قدیمی در روزنامه. همین آگهی، نقطهی اتصال دو جوان میشود که گذشتهای مشترک دارند و اکنون پس از مدتی دوری، دوباره به هم میرسند. این دیدار، خیلی زود از یک مواجههی ساده فراتر میرود و به گفتوگویی طولانی، چندلایه و آمیخته به یادآوری بدل میشود؛ گفتوگویی که در آن گذشته، خاطره، حسرت، فاصله و آنچه ناتمام مانده، کمکم خود را آشکار میکند. از آنجا که هر دو شخصیت به تئاتر مربوطاند و بهنوعی با آن زندگی میکنند، گفتوگویشان رنگوبویی نمایشی و تأملبرانگیز پیدا میکند. آنها فقط از زندگی خود نمیگویند، بلکه از خلال بحث درباره اجرا، نقش، صحنه، بازنمایی و شاید حتی خودِ مفهوم بازیکردن، داستان شخصیشان را نیز پیش چشم خواننده میگشایند. به این ترتیب، رمان یا داستان بلند بهار در مرزی جذاب میان روایت، خاطره و گفتوگوی تئاتری حرکت میکند.
یکی از نکات جذاب این اثر، همین شیوهی پیشبرد داستان است؛ شمیم بهار بهجای تکیه بر حادثههای پرشمار یا تعلیقهای بیرونی، از گفتوگو، مکث، لایههای حافظه و تنشهای پنهان میان شخصیتها برای ساختن جهان داستان بهره میبرد. در «سرمای گل زرد»، گذشته صرفاً چیزی نیست که روایت شود، بلکه حضوری زنده و اثرگذار دارد؛ چیزی که هنوز در اکنون شخصیتها جریان دارد و بر نحوهی نگاه، گفتار و رابطهشان سایه میاندازد. از این منظر، کتاب را میتوان اثری درباره بازگشت، حافظه، فاصلهی زمانی، پیوندهای نیمهتمام و نسبت میان هنر و زندگی دانست. تئاتر در این کتاب فقط یک موضوع فرعی نیست، بلکه ساختار نگاه شخصیتها را شکل میدهد؛ گویی آنها همزمان که دارند با یکدیگر حرف میزنند، در حال اجرای بخشی از گذشتهی خود نیز هستند.
حال و هوای کتاب، همانطور که از نامش نیز میتوان حدس زد، ملایم، اندوهناک، تأملی و درونی است. با جهانی روبهرو هستیم که در آن هیاهوی بیرونی جای خود را به لرزشهای ریز عاطفی و ذهنی داده است. فضای باغ قدیمی، یادآوری گذشته، و نزدیکی شخصیتهایی که میان آنها چیزی ناتمام باقی مانده، همه دست به دست هم میدهند تا کتاب رنگی از نوستالژی، سرما، خاموشی و زیبایی محو پیدا کند. این اثر احتمالاً بیش از آنکه مخاطب را با اتفاقات پرشتاب پیش ببرد، او را به درنگ و گوش سپردن به لحن و سکوتهای میان جملهها دعوت میکند. همین کیفیت، «سرمای گل زرد» را به کتابی بدل میکند که باید با حوصله و توجه خوانده شود.
اهمیت این کتاب فقط در خودِ داستان آن نیست، بلکه در جایگاهی است که در کارنامهی شمیم بهار پیدا میکند. بهار از نویسندگان نسل مهم دههی چهل است؛ نسلی که کوشید ادبیاتی ایرانی، مدرن و مستقل از تقلیدهای صرف پدید بیاورد. او پس از تحصیل در انگلستان و بازگشت به ایران، در کنار فعالیتهای ادبی و سینمایی، به چهرهای اثرگذار در فضای روشنفکری بدل شد. نقدهای تند و دقیقش در حوزه سینما، همکاریاش با «اندیشه و هنر»، تدریس در دانشکده هنرهای زیبا، و تأسیس نشر «پنجاهویک»، همه نشان میدهند که او فقط داستاننویس نبود، بلکه بخشی از یک جریان فرهنگی مهم را نمایندگی میکرد. تعطیلی نشرش در دهه پنجاه و سپس سکوتی نزدیک به چهار دهه، باعث شد نام او برای بسیاری کمفروغ شود؛ اما بازگشت دوبارهاش به نوشتن از سال ۱۳۹۸ به بعد، توجهها را دوباره به سوی این نویسنده خاص جلب کرد. در این زمینه، «سرمای گل زرد» را میتوان یکی از نمودهای مهم این بازگشت دانست.
از نظر مضمونی هم این اثر در امتداد جهان داستانی شمیم بهار قرار میگیرد؛ جهانی که در آن معمولاً با شخصیتهای تحصیلکرده، حساس، مدرن و درگیر با فاصله، مهاجرت، خاطره و شهر روبهرو هستیم. در بسیاری از نوشتههای او، شهر—بهویژه تهران—فقط پسزمینه نیست، بلکه بخشی از حافظه و تجربه شخصیتهاست. اگرچه در توصیفی که از «سرمای گل زرد» داریم، محور اصلی بر باغ قدیمی و دیدار دو شخصیت است، اما به احتمال زیاد، مثل دیگر آثار بهار، فضا در اینجا نیز واجد معناست؛ مکان صرفاً محل وقوع داستان نیست، بلکه بخشی از عاطفه و تاریخ پنهان شخصیتها را حمل میکند. همین ویژگی است که آثار او را از روایتهای صرفاً داستانگو جدا میکند و به آنها کیفیتی فضاساز، ذهنی و ادبی میدهد.
اگر به ادبیات معاصر ایران علاقه دارید و دوست دارید اثری بخوانید که هم از نظر زبانی و ساختاری متفاوت باشد و هم در لایههای پنهانش با خاطره، گذشته، هنر، رابطه و زمان درگیر شود، «سرمای گل زرد» کتابی بسیار ارزشمند است. این اثر احتمالاً برای مخاطبی که به روایتهای آرام، گفتوگومحور و تأملی علاقه دارد، تجربهای عمیق و ماندگار خواهد بود. خواندن این کتاب فقط آشنایی با یک داستان نیست، بلکه نوعی مواجهه دوباره با شمیم بهار نیز هست؛ نویسندهای که سالها سکوت کرد، اما وقتی بازگشت، همچنان صدایی متمایز و قابل تأمل داشت. «سرمای گل زرد» از آن کتابهایی است که شاید آرام پیش برود، اما اثرش آهسته و ماندگار در ذهن مینشیند.












هنوز نظری ثبت نشده
اولین نفری باشید که نظر میدهید
ثبت نظر