دهان های گشاد
نویسنده: محمد زفزاف
مترجم: سرمد اغوالی
ناشر: افق
مشخصات محصول
| نوبت چاپ | 5 |
|---|---|
| سال چاپ | 1404 |
| قطع | ربعی |
| نوع جلد | نرم |
| موضوع | داستان های عربی قرن 20م |
معرفی
«دهانهای گشاد» (Wide Mouths) نوولایی از محمد زفزاف، نویسندهی نامدار مراکشی است؛ اثری متفاوت در ادبیات عرب که همزمان به مسئلهی نوشتن، وضعیت روشنفکر در جامعه و تناقضهای زندگی روزمره میپردازد. زفزاف که از چهرههای برجستهی ادبیات مدرن مراکش به شمار میرود، در این کتاب با نگاهی تیزبین و گاه طنزی تلخ، جهانی میسازد که در آن مرز میان نویسنده، شخصیت و روایت مدام جابهجا میشود. او که کار ادبی خود را با شعر آغاز کرده بود، در داستانهایش نیز همان روح شاعرانه را حفظ کرده و به همین دلیل بسیاری او را «شاعر روایت مراکشی» نامیدهاند. منتقدان ادبی نیز به سبب عمق روانشناختی آثارش، از او با لقب «داستایفسکی ادبیات مراکش» یاد میکنند.
داستان حول نویسندهای میچرخد که درگیر نوشتن کتابی است؛ کتابی که مدتها در ذهنش جوانه زده اما هنوز نمیداند چگونه باید آن را آغاز کند. معشوقهاش به او اصرار میکند که داستانی بنویسد که مردم را جذب کند، شاید حتی یک داستان عاشقانه، اما او از چنین روایتی گریزان است و باور دارد داستانهایش نمیتوانند پایانهای خوش و ساده داشته باشند. در سوی دیگر، مادر سنتی و سختگیرش قرار دارد که اصلاً درکی از جهان ادبیات ندارد و تنها آرزویش این است که پسرش زندگی معمولی داشته باشد: ازدواج کند، خانواده تشکیل دهد و مثل دیگران زندگی آرامی داشته باشد. میان این دو نگاه، نویسنده در کشاکشی دائمی گرفتار است؛ کشاکشی میان هنر، عشق، مسئولیت اجتماعی و انتظارهای خانواده.
اما آنچه «دهانهای گشاد» را از یک داستان معمولی متمایز میکند، بازی هوشمندانهی زفزاف با خودِ مفهوم روایت است. در این داستان، شخصیتها صرفاً مخلوق ذهن نویسنده نیستند؛ آنها گویی از چارچوب داستان بیرون میآیند، با نویسنده گفتوگو میکنند، دربارهی سرنوشت خود نظر میدهند و حتی گاهی در برابر او میایستند. راوی آگاه است که در یک داستان زندگی میکند و نمیخواهد صرفاً مهرهای در دست نویسنده باشد. این تقابل میان خالق و مخلوق، میان نویسنده و شخصیت، فضایی متافیکشنال میسازد که خواننده را مدام به ماهیت داستان و قدرت روایت فکر میاندازد.
در کنار این بازی فرمی، زفزاف تصویری زنده از جامعهی مراکش نیز ترسیم میکند. داستان در میان کافهها، خیابانها و خانههای شهری میگذرد و از خلال صداهای گوناگون—مادر، معشوقه، دوستان و رهگذران—چهرهای چندلایه از زندگی معاصر شکل میگیرد. فقر، شکاف طبقاتی، سرگشتگی روشنفکران و تضاد میان سنت و مدرنیته از جمله موضوعاتی هستند که در لابهلای روایت مطرح میشوند. شخصیتها اغلب افرادی تحصیلکرده اما سرخوردهاند که در جامعهای پر از تناقض به دنبال معنا و جایگاه خود میگردند.
حالوهوای کتاب ترکیبی است از طنز تلخ، تأمل فلسفی و فضایی اندکی مالیخولیایی. روایت گاه به شکل تکگوییهای درونی پیش میرود و گاه از زاویهی دید شخصیتهای مختلف روایت میشود؛ همین چندصدایی بودن باعث میشود داستان مانند تکههایی از یک پازل شکل بگیرد. زبان زفزاف ساده و روان است، اما در پشت این سادگی لایههایی از نقد اجتماعی و نگاه شاعرانه پنهان شده است.
اهمیت «دهانهای گشاد» تنها در مضمون اجتماعی آن نیست، بلکه در شیوهی روایت و جسارت فرمی آن نیز نهفته است. زفزاف در این نوولا مرزهای سنتی داستان را کنار میزند و رابطهی نویسنده با شخصیت و خواننده را به چالش میکشد. او نشان میدهد که داستان میتواند مکانی برای گفتوگو دربارهی خودِ ادبیات، قدرت روایت و آزادی شخصیتها باشد. همین ویژگی باعث شده این اثر در میان آثار ادبی معاصر عرب جایگاه ویژهای پیدا کند.
خواندن «دهانهای گشاد» تجربهای متفاوت برای کسانی است که به داستانهای متفکرانه و فرمهای خلاقانه علاقه دارند. این کتاب کوتاه است اما لایههای فکری و روایی متعددی دارد؛ روایتی که هم دربارهی زندگی یک نویسنده است و هم دربارهی معنای نوشتن و نسبت انسان با جامعهای که در آن زندگی میکند. اگر به ادبیات عرب معاصر، داستانهای چندصدایی و آثاری که مرز میان خیال و واقعیت را به چالش میکشند علاقه دارید، این نوولا میتواند خوانشی جذاب و تأملبرانگیز برایتان باشد.
#دهانهای_گشاد #WideMouths #محمد_زفزاف #ادبیات_مراکش #ادبیات_عرب #رمان_کوتاه #متافیکشن #رمان_چندصدایی #نقد_اجتماعی #معرفی_کتاب












هنوز نظری ثبت نشده
اولین نفری باشید که نظر میدهید
ثبت نظر