شبهای تهران
نویسنده: غزاله علیزاده
مترجم:
ناشر: توس
مشخصات محصول
| نوبت چاپ | 9 |
|---|---|
| سال چاپ | 1402 |
| قطع | رقعی |
| نوع جلد | نرم |
| موضوع | داستانهای فارسی،قرن 14 |
| تعداد صفحات | 600 |
| شابک | 9789643155155 |
معرفی
رمان «شبهای تهران» اثر غزاله علیزاده یکی از نمونههای برجسته ادبیات داستانی معاصر ایران است که با نگاهی روانکاوانه و نثری فاخر، به واکاوی درونیات طبقه متوسط رو به بالا و فضای روشنفکری دهههای ۴۰ و ۵۰ شمسی میپردازد. این اثر فراتر از یک روایت عاشقانه، جستاری در باب تنهایی، خلأ وجودی و سرگشتگی انسانهایی است که در میان رفاه مادی، با بحران معنا دستوپنجه نرم میکنند.
داستان حول یک مثلث عاطفی میان سه شخصیت اصلی شکل میگیرد: آسیه، زنی مرموز، جذاب و برخاسته از خانوادهای اصیل و مرفه که از همان آغاز، کانون توجه دیگران قرار میگیرد، اما در درون خود گرفتار نوعی غربت، آشفتگی روحی و بیتعلقی است؛ رنج او نه از جنس فقر و محرومیت مادی، بلکه حاصل خلائی عمیق و درونی است که خود نیز توان پر کردنش را ندارد و همین ناتوانی، او را از برقراری پیوندی عاطفی و پایدار با دیگران بازمیدارد.
در کنار او بهزاد قرار دارد؛ نقاشی جوان، روشنفکر و عضو خانوادهای اشرافی که پس از بازگشت از فرانسه، در یک مهمانی با آسیه آشنا میشود و شیفته او میگردد. دلبستگی بهزاد به آسیه، سرآغاز مواجهه او با لایههای پیچیده روح انسانی و ناکامیهای عاطفی است. ضلع دیگر این رابطه، نسترن است؛ دختری با شخصیتی معمولیتر که در نقطه مقابل روح پیچیده و سرکش آسیه قرار میگیرد و عشق بهزاد را در دل میپرورد، در حالی که خود نیز آرزوی ارتقای جایگاه اجتماعی خویش را در سر دارد.
غزاله علیزاده در این رمان، تنها به روایت یک ماجرای عاشقانه اکتفا نمیکند، بلکه تصویری روشن، دقیق و موشکافانه از فضای فرهنگی، اجتماعی و روشنفکری جوانان دهههای چهل و پنجاه شمسی ارائه میدهد. او با مهارتی چشمگیر، دغدغههای معیشتی و رنجهای برخاسته از فقر، بیخانمانی یا دوگانگی طبقاتی را به حاشیه میراند و به جای آن، بر رنجی از جنس دیگر تمرکز میکند: رنج هستی، رنج تنهایی، و بحران معنا در زندگی انسانهایی که از نظر مادی چیزی کم ندارند، اما در درون خود با خلأ، بیپناهی و نوعی سرگشتگی عمیق روبهرو هستند.
شخصیتهای این داستان همگی در پیلههایی که به دور خود تنیدهاند گرفتارند و هر یک میکوشند در عین ناتوانی، دیگری را تواناتر از خود تصور کنند؛ حال آنکه هیچیک درکی روشن و استوار از مفهوم هستی ندارند و پرسش بنیادینی که بر سراسر رمان سایه انداخته، این است که چرا انسان آفریده شده تا رنج بکشد.
علیزاده در «شبهای تهران» بیش از آنکه به چالشهای بیرونی بپردازد، به کاوش درون آدمها توجه نشان میدهد و از خلال روابط آنها، بیقراریها، ناکامیها و پرسشهای پنهانشان را آشکار میسازد. در این میان، بهزاد با وجود کنشها و رفتارهایی که آرمانگرایانه جلوه میکند، پس از جدایی از آسیه نیز همچنان در خاطره و سایه او زندگی میکند؛ آسیه در پی یافتن خویشتن گمگشته خویش است و نسترن نیز میان عشق، آرزو و میل به صعود اجتماعی سرگردان مانده است.
نثر علیزاده در این اثر استوار، شیوا، پرکشش و سرشار از توصیفهای دقیق و هنرمندانه است؛ توصیفهایی که نهتنها در ترسیم شخصیتها، بلکه در فضاسازی و جانبخشی به مکانها نیز نقشی اساسی دارند. او به هویت مکانها توجهی ویژه دارد و از این رهگذر، فضایی میآفریند که در آن محیط، بخشی از تجربه درونی شخصیتها میشود.
«شبهای تهران» در کنار بازنمایی اندوه و تلخی زندگی شخصیتهایش، تصویری از جهان ذهنی و طبقاتی قشری خاص از جامعه ایران نیز ارائه میدهد؛ جهانی که در آن بورژوازی حضوری پررنگ دارد و آدمها بیش از آنکه درگیر واقعیت بیرونی باشند، درگیر زخمهای درونی، جبر زندگی و تسلیم در برابر سرنوشتاند. این رمان برای مخاطبانی که به ادبیات تأملبرانگیز، شخصیتمحور و روانکاوانه علاقه دارند، اثری ارزشمند و خواندنی است؛ روایتی از آدمهایی که با وجود نزدیکی ظاهری، در تنهایی و فاصلهای عمیق از یکدیگر زیست میکنند.












هنوز نظری ثبت نشده
اولین نفری باشید که نظر میدهید
ثبت نظر